23

سفالگری یکی از رشته های هنری ای بود که خعیلی دوست داشتم..الان که کلاسِ مقدماتی میرم یعنی ساخت کتیبه،اولش واسم عجیب بوود ولی الان خعیلی خوشم اومد..

توی دو جلسه یه کتیبه ی رمانتیک درست کردم طرحش رو خودم کشیده بودم،دوتا قوی عاشق،خودم لذت بردم همه هم تعریف میکردند که ایشالله ک خشک شد عکس میریم نشون میدم..

واسه همین دلم قیری ویری میره که پاشم کتیبه درست کنم بفروشم:))=))

الان میخام با اسم فک و فامیل کتیبه های کوچیک درست کنم و هدیه بدم:دی..

و آمـــــا..

یحتمل فردا یعنی سه شمبه میخام برم سفــــر..هوا بخورم بس که دیلم وا شه:دی..

چهارشمبه ی هفته ی بعد هم امتحون فرمون دارم دعا یادتون نره..:)

از دوستانی که مارا فراموش کرده اند هم نهایت تشکر را داریم..ما هم اکنون به یادشان هستیم..

فعلن همین..

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دُختـر ِ حـوآ

[ماچ]

دُختـر ِ حـوآ

[ماچ]

نرگس

سلام قصه ی امتحان فرمون رو نخور. اگه هول نشی قبول میشی.[چشمک][چشمک] تو پست قبلیت نوشتی که میری صورت بشوری مسواک میزنی میای بیرون. خواستم بگم منم ازین اتفاقا زیاد میوفته واسم.. میرم مسواک بزنم وضو میگرم [خنده][خنده]

مامان مریم

سلام وبتون عالیه شما رو لینک کردم اگر مایلید ادرس رو نوشتم خوشحال میشم اونجا ببینمتون

مامان مریم

سلام وبتون عالیه شما رو لینک کردم اگر مایلید ادرس رو نوشتم خوشحال میشم اونجا ببینمتون

سماء

دختر فعال و با معرفتمون چطوره؟!!! نیای گلم...این یه مدت کمی زیادی مشغول بودم نشد بیام پیشت... خوبی؟ دلتنگتم... نوشته های خودم زیاد شدن نیا ولی همشون تو دفترن نمیدونم ازونجا خارج میشن یا نه باید یه فکر اساسی به حالشون کنم... شاید هیچ وقت تو وب نذارمشون وشاید هیچوقت هیچ جا نباشن...نمیدونم...بگذریم... از خودت برام بگو؟!خوبی؟!

ژانیتا

ای ناتیِ نامرد حالا که من اومدم تو کجا گذاشتی رفتی[قهر] گل بازی؟وای چقد باحال ،منم یه کار هنری شروع کردم که داره کم کم نتجه میده[نیشخند][قلب] دلتنگ دلت[ماچ][زبان]

شبانه

[لبخند]سفر شاد

ساناز

سلام وبت قشنگه به منم سربزن[گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل]