(♥_♥)

یه مدت زمانی شده که یه وقتایی دلم یه مزخرفاتی میگه که من حتا زبونش رو نمیفهمم..

توی روز آفتابی دلش بارون میخاد با یه چتر..توی روز بارونی فحش و دشنام و اینا که من این بارون رو دوست ندارم..

یه روز از بیکاری حسِ درس خوندنش نمیاد..ولی یه روز از پرکاری بخاطر درسی که هزار بار خونده عذاب وجدان میگیره..

یه رووز دلش میخادبا یه ماشین بره کل شهر رو بچرخه و آهنگ گوش کنه..ولی دو ساعت بود وقتی جاده رو میبینه..اعصابش رو نداره و ترجیح میده پشت بشینه و از پنجره به بیرون نیگا کنه..

دلم خعیلی وقته خابش میاد..دلم خعیلی دلش میخاد از این خونه پاشه بره..دلم..

کسی میفهمه این چی میگه؟؟

+هووووف..

+دلخوشی ِ مریم رو دوست دارم..پویا بیاتی بماند..دلتنگیِ سعید شایسته..

+اون روزایی که دلم میخاست که زودتر برسه و یقین داشت که حتمن همین روزاااست،نیومد..خودم میدونستم دلم یه شکری خورده،گفتم بچه است...یه بار به غرغر هاش گوش بدم..

+همش غم شده..هر بار خاستم پست بذارم حالش نبود..در نهایت با چهره ی :( اومدم اینجا..

+چی بگم..

+.............

/ 8 نظر / 6 بازدید
علی

سلام عاشق شدی همین. راهش اینه که سوار ماشینی بشی که مجهز یه سیستم ایر بگ باشه..بعد با 100 کیلومتر ری تو دیوار..یک حالی میده...احتمالا جواب میده[نیشخند]

AfShIn

با عرض معذرت دل ادم زبونش ار اره!:|

کاتب

دله دیگه.. دل که آکسون و دندریت نداره .. عقل نداره .. والا[نیشخند]

میجیک

دل است دیگر..میگیرد..شور میزند..شاد میشود..و هیچ وقت از تو نمیپرسد "نظرت؟"[ماچ]

راگاتزا

اوووووووف دلت چه قدر پارادوکس میخواد [نیشخند] من دلم میخواد برم ساحل یکی از شهر های آمریکا با دوس پسرم دیرینک بخورم و آفتاب بگیرم [نیشخند][رویا]

آذرماهی

این و ان هیچ مهم نیست چه فکری بکنند غم نداریم بزرگ است خدای خودمان من و تو با همه شهر تفاوت داریم دیگران را نگذاریم به جای خودمان دیگران هرچه که گفتند بگویند بیا خودمان سعر بخوانیم برای خودمان.... [چشمک]

رقی جون

هعییییی لووووله گاز -_-