استاد راهنما=نامعلوم:|

متنفرم از این اوضاع  که نمیدونم گزارش کارآموزیمو پروژم رو باید به کی تحویل بدم..آخه این چ وضعیه که معلوم نی استادم کیه؟؟!!آخه اینقدر دیر دانشجو تقسیم میکننین..

دعا کنین برام دلم میخاد با دوستم توی یه گروه زیر نظر یه استادی باشم که ما رو بیشتر بشناسه..

وووی..حوصله ندارم..نروِس شدم..

بدم میاد دوستم ج اس نمیده..خعیلی توی این موضوع منطقی هستم هاااا..باور کنین..ولی وقتی دلشوره دارم و ضربان قلبم هعی تپ تپ تپ تپ میشه خوع دوس دارم مخاطب زووود ج بده..تا اینجوووور عنر عنر به گوشی نیگاه نندازم..والله:|

ووی باورم نمیشه 3شهریور..تابستون داره تموم میشه..من حوصله ی دوباره درس و یونی ندارم..خدایااااااا..چرا تابستون اینقدر کمه؟؟نمیشه وقتش رو زیاد کنین؟؟لطفن هوای متنوع در اون قرار بدین..ترجیحن یه ماه کاملش خنک باشه تا تنوع داشته باشه..مچکریم:)

وووی که 5ماه دیگه کنکور دارم..

+نقطه ی جوش:عصبانی

بعدن نوشت

هیچی دیگه..اونقدر استرس در من جریان یافت پاشدم رفتم دانشگاه..رییسمون رو دیدم کلی انرژی گرفتم،آخه همون استاد محترمه..یه کم باهم صوبت کردیم..من که بخاطر تعدد پله نفس نفس میزدم..اونم هعی میخندید:))))..هیچی دیگه ..الان فهمیدم که مسئول کارآموزیم کیه..خدا رحم کرد اونی که فکر میکردم نبود آخه برام غریب بود..اینی هم که الان هست هم بد نی ولی خوع به رییس نمیرسه..

+یارو یه پست میگیره دیگه خدارو بنده نی..همچین باهام رفتار کرد که جا داشت چارتا استخون رو کوبیسم کنم توی حلقش..ولی خوع خانومی کردم باع..یه وقت دیدین همکار شدیم باعاش:))))..الان بهترم..یه خبرم که گرفتم مربوط به تحصیلمه تا مطمئن نشم نمیگم..

نقطه جوش:نیشخند

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راگاتزا

تو جاهای اداری صداتو ببری بالا کارت زودتر راه میوفته ! اون خبره هم ایشالله ک درست میشه و فوقتو بوون کنکور بری :D

آذرماهی

جدی چرا تابستون اینقد کوتاهه؟تازه داشتم کلاس دوره رفتن بدون استرس کلاسای ارشدو میچشیدم.چرا مسولان رسیدگی نمیکنن[قهر][متفکر]

s

موفق باشی عزیزززززززززززم استرسم نداشته باش

دُختـرک ِ بهـار *

روزت مبارک عزیز ِ دل

سمانه

سلام دوست من ! تو مهمونی دوست داری ؟ جشن چه طور ؟ من تورو به جشن تولد یک سالگی وبلاگ زنگ تفریح دعوت میکنم http://axgig.com/images/19292581624238130270.jpg دیر نکنیا !

گلنآر

کُجـآیی دُخدَر ؟ نیستـی ؟ |[پلک]|

گلنآر

سقف ِ اُتاقَم را ابرـی تیره گرفته, دآرَد بارآن نمی ـآید امّآ, دیگر نمی‌دانم چطور باید بگویم چقدر دل‌ـتنگ‌ـَم! +آپَ ـم .×!