پایانِ سفاال..

دیگه 5شمبه با خیال راحت ساعت 9از خاب پا میشم..

امروز امتحان سفال رو دادم و تموم شد..و حس پروااااز دارم..

به هردو کلاس هم رسیدم..دقیقا ساعت 10 رسیدم به کلاس دوم..یعنی تابحال اینقدر دیرررر حرکت نکرده بودم واسه یه کلاس..((تازشم رفتم به نگهبانی گفتم که من ساختمونه...امتحان دارم(زبان)میشه با پدرم تا داخل دانشگاه برم وگرنه دیرم میشه..گفت برو..منتظر))معمولن من نیم ساعت قبل از شروع هر کلاس روی صندلی مخصوص خودم نشستم..(واقعن نمیدونم که این خاهرِ بنده چطوری هر روز هر روز واسه دانشگاه رفتن نیم ساعت قبل از شروع کلاس تازه از  خونه حرکت میکنه..من نمیدونم این خانوووم استرس نمیگیره؟؟؟جواب بده دخدرمنیشخند..

خوشحالم که امروز به خوبی گذشت..

+این روزااا همه از اینکه حافظشون همراهی نمیکنه گله میکنند..شما چطور؟؟شما هم جدیدن حواستون سر جاش نی و کاراتون یادتون میره؟؟

+امتحانا بیخِ گوشمه..:-اس ..خدایا به امید تو..

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیدو

امتحاینی که انقد بزرگش کرده بودی یه همین آسونی تموم شد..:)

نازنین سادات

نیمساعت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[تعجب] 10 دقیقه کافیست دخمل جان[تایید]

نازنین سادات

الان میخواستی بگی چون دانشجو نیستی از این چیزا خبر نداری؟؟؟؟[گریه]

آذرماهی

منم اولا تو دوره کارشناسی آن تایم آن تایم بودم ینی نیم ساعت قبل کلاس برو که البته بعدها دوستان روشنم کردن و ده دقیقه قبل کلاس می رفتم و حالا که ارشدم چون یه دونه دخترم و حوصله م سر کلاس سر میره متنبه شدم و همراه با استاد میرم

نازنین سادات

تولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدتون مبارک خانوم نیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاگارا[ماچ][ماچ][ماچ]

کاتب

امروزو بگ که ساعت 1 امتحان داشتم.. ساعت 12:35 از خونه حرکت کردم رفتم تو صف تاکسی.. بعد دقیقا یه ربع به یک سوار تاکسی شدم.. بعد مسیر دانشگاه رو هم بدیوووو بدیووو طی کردم. خلاصه یک رسیدم به کلاس و امتحان دیگه[نیشخند]

دُختـرک ِ بهـار *

از دست این جوجو روانشناس تو جافظه :)) منم جدیدا حافظه ام مثل قدیم نیست جدی میگما تو نت خیلی سرچ کردم چیکار کنم :|

رقی جون

هعییییی روزگار جوونی کجایی که یادت بخیر [نیشخند] منم همیشه دیر حرکت میکنم تا برم جایی تقریبن دقیقه نود حرکت میکنم مخصوصن وقتایی که میخوام برم کلاس زبان و تنهایی میرم پنج دیقه م دیر میکنم تازه [نیشخند]