ماه می خواهد مهر را ببیند، اما این دو سر بر کار خود دارند؛ زمان کار ماه، شب است و مهر، روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد، که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی، همیشه کنار ماه قرار دارد؛ و عاقبت نیمه شبی، ستاره ماه را بیدار می کند، و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و این دو با هم از شادی ها میگویند و خرمی ها، ومهر از رفتن باز می ماند و دیر بر می آید؛ و این شب «یـلدا» نام میگیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند.

♥~♥~♥

 

یلدا بر آن استــ که به ما بفهماند،زندگی آنقدر کوتاه استــ که ما یکــ دقیقه بیشتر باهم بودنمان را جشن میگیریم.

شبــ یلدا، با همه ی خانواده..کنار هم..بگو و بخندها..تخمه شکوندن ها..فال گرفتن ها و حرفــ زدن ها..دور هم نشستن و دیدن فیلم هندونه ی شبــ یلدا .. سوز و سرمای بیرونی..گرمی و صمیمیتــ خونه که این گرما فقط و فقط از کنار هم بودن ها ایجاد میشه..

عکس بالا،دلم رو تنگه دورانی کرد که بزرگانم زنده بودند..زمان حضور پدر بزرگ و مادر بزرگم..دلم براشون تنگــ شده..

هعیییـــــ..

بچه ها شبــ یلداتون رو از همینجا تبریکــ میگم..شاید نشه بیام به وبــِ تک تک شما دوستای گلم..از همینجا تبریک منو پذیرا باشید..قلب