سلام..امروز 21دسامبره..اینجا زمینه..خورشید توی آسمونه..و من زنده ام..I LoVe U PMC..

نیمی از ساعات روز 21 دسامبر هم گذشت و ما هنوز هستیم..همه چیز یه جُکــــ بود و بس..خارجکی ها فکر کردن باهاشون شوخی داریم..همش دارم از صب تا حالا دنبال این میگردم که چیزی دارند تا برای این چرندیات اعلام کنند یا نه..همه دارند همونطور که بودند زندگی میکنند..و هیچی نشد..هه هه هههمه چی عادیه..خورشید هم تابان تر از هروز .. هیچ تاریکی ای در کار نیستــــ..و این یعنی نه تنها پایانی وجود نداره بلکه از پسِ اون خزان پاییزی زمستونِ دیگه ای شروع شده و انشالله شاهد رخت سفیدی روی این زمینِ خدا هستیم..

آغاز زمستون91 رو شاد باش میگم به همه ی شما..

دیروز واسه شبــ یلدا بیشتر اس ام اس ها متنشون طوری بود که رفتن پاییز جلوه ای ناراحتــ کننده داشتــ..بجز اینکه دوستی اس ام اس زد و گفتـــ :پایان دورنگی پاییز و آغاز یکرنگی زمستان مبارکــ..چه تفاوتی!!؟؟متفکر

این هفته وبم می مونه از هفته ی دیگه تــــــــــــــــــــا آخر دی وبم میره تعطیلاتــ..زبانکده محصلحلال بفرمــایید(:دی)..

بعدا نوشتــــ:شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست